خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از درد بی‌خبری از خود و زندگی می‌نالد و احساس می‌کند که هر روز به شکلی جدید می‌میرد. او از رنج درونی و ناتوانی در یافتن معنا در زندگی سخن می‌گوید.

متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند مرگ، رنج درونی و بی‌معنایی زندگی است که برای درک و پردازش مناسب، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۹ - دردا که ز خود بیخبرم باید مرد

دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
آغشته به خونِ جگرم باید مرد ۱

چون زندگی خویش نمییابم باز
هر روز به نوعی دگرم باید مرد ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۹۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸ - هر روز غمی به امتحانم آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - زانگه که بقا روی نمودست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.