خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که دلش سالها در رنج و خون بوده و در راه عشق سرافکنده شده است. با این حال، هرچه به درگاه عشق کوبیده، دری به رویش گشوده نشده است. در نهایت، او متوجه میشود که عشق از درون خودش سرچشمه میگیرد، نه از بیرون.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۹ - عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود
عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود
بر درگه عشق سرنگون آمده بود ۱
از بس که زد این در و کسش در نگشاد
او بود که از برون درون آمده بود ۲
بر درگه عشق سرنگون آمده بود ۱
از بس که زد این در و کسش در نگشاد
او بود که از برون درون آمده بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - کس را دیدی ز خود نفور افتاده
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.