خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از آمدن معشوقهاش سخن میگوید و از عاشقان میخواهد که از فرصت استفاده کنند. او به عشق و سعادت اشاره میکند و بیان میکند که هر کس از عشق بگریزد، مانند کاهی بیارزش است. همچنین، شاعر به شهر تبریز و حال و هوای آن اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۷۲۳ - ساقی برخیز کان مه آمد
ساقی بَرخیز کان مَهْ آمد
بِشْتاب که سختْ بیگَهْ آمد ۱
تُرکانه بِتاز وَقتْ تَنگ است
کان تُرکِ خَطا به خَرگَهْ آمد ۲
در وَهْم نبود این سَعادت
اِقْبال نِگَر که ناگَهْ آمد ۳
عاشقْ چو پیاله پُر زِ خون بود
چون ساغَرِ میْ به قَهْقَهْ آمد ۴
با چون تو مَهْ آن کِه وَقتِ دَریافت
تَعْجیل نکرد اَبْلَهْ آمد ۵
از خَرمَنِ عشقْ هر کِه بُگْریخت
کاه است به خَرمَنِ کَهْ آمد ۶
بی گَهْ شُد و هر کِه اوست مُقْبِل
بُگْریخت زِ خود به دَرگَهْ آمد ۷
اَنْدَر تبریز های و هوییست
آن را که زِ هَجْر با رَه آمد ۸
بِشْتاب که سختْ بیگَهْ آمد ۱
تُرکانه بِتاز وَقتْ تَنگ است
کان تُرکِ خَطا به خَرگَهْ آمد ۲
در وَهْم نبود این سَعادت
اِقْبال نِگَر که ناگَهْ آمد ۳
عاشقْ چو پیاله پُر زِ خون بود
چون ساغَرِ میْ به قَهْقَهْ آمد ۴
با چون تو مَهْ آن کِه وَقتِ دَریافت
تَعْجیل نکرد اَبْلَهْ آمد ۵
از خَرمَنِ عشقْ هر کِه بُگْریخت
کاه است به خَرمَنِ کَهْ آمد ۶
بی گَهْ شُد و هر کِه اوست مُقْبِل
بُگْریخت زِ خود به دَرگَهْ آمد ۷
اَنْدَر تبریز های و هوییست
آن را که زِ هَجْر با رَه آمد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۲ - ما مست شدیم و دل جدا شد
گوهر بعدی:غزل ۷۲۴ - گرمابهٔ دهر جان فزا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.