خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از جدایی دل از خود و گریختن آن به سوی خدا سخن میگوید. دل به دلیل گسستن بند عقل، از شاعر دور شده و به سوی خلوت خدا رفته است. شاعر تأکید میکند که دل در خانه نیست، بلکه مانند مرغی در هوا پرواز کرده و به سوی پادشاه (خدا) رفته است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۷۲۲ - ما مست شدیم و دل جدا شد
ما مَست شُدیم و دلْ جدا شُد
از ما بِگُریخت تا کجا شُد ۱
چون دید که بَندِ عقل بُگْسَسْت
در حال دِلَم گُریزپا شُد ۲
او جایِ دِگَر نرفته باشد
او جانِبِ خَلْوَتِ خدا شُد ۳
در خانه مَجو که او هَواییست
او مُرغِ هواست و در هوا شُد ۴
او بازِ سپیدِ پادشاه است
پَرّید به سویِ پادشا شُد ۵
از ما بِگُریخت تا کجا شُد ۱
چون دید که بَندِ عقل بُگْسَسْت
در حال دِلَم گُریزپا شُد ۲
او جایِ دِگَر نرفته باشد
او جانِبِ خَلْوَتِ خدا شُد ۳
در خانه مَجو که او هَواییست
او مُرغِ هواست و در هوا شُد ۴
او بازِ سپیدِ پادشاه است
پَرّید به سویِ پادشا شُد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۱ - هر سینه که سیمبر ندارد
گوهر بعدی:غزل ۷۲۳ - ساقی برخیز کان مه آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.