خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان ارزش و اهمیت عشق، عقل، و تجربههای معنوی میپردازد. شاعر از عناصری مانند چشم، جان، سر، پا، عشق، و عقل استفاده میکند تا نشان دهد هر یک از این اجزا برای درک زیباییها و لذتهای زندگی ضروری هستند. همچنین، متن به اسرار و عجایب عالم اشاره میکند و تأکید میکند که برخی چیزها فراتر از درک عقل و منطق هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۶۱۷ - چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
چَشم از پِیِ آن باید تا چیزِ عَجَب بیند
جانْ از پِیِ آن باید تا عیش و طَرَب بیند ۱
سَر از پِیِ آن باید تا مَستِ بُتی باشد
پا از پِیِ آن باید کَزْ یارْ تَعَب بیند ۲
عشقْ از پِیِ آن باید تا سویِ فَلَک پَرَّد
عقلْ از پِیِ آن باید تا عِلْم و اَدَب بیند ۳
بیرونِ سَبَب باشد اسرار و عَجایبها
مَحْجوب بُوَد چَشمی کو جُمله سَبَب بیند ۴
عاشق که به صد تُهْمَت بَدنام شود این سو
چون نوبَتِ وَصل آید صد نام و لَقَب بیند ۵
اَرْزَد که برایِ حَج در ریگ و بیابانها
با شیرِ شُتُر سازد یَغْمایِ عَرَب بیند ۶
بر سنگِ سِیَه حاجی زان بوسه زَنَد از دل
کَزْ لَعْلِ لبِ یاری او لَذَّتِ لب بیند ۷
بر نَقْدِ سُخَن جانا هین سِکّه مَزَن دیگر
کان کَس که طَلَب دارد او کانِ ذَهَب بیند ۸
جانْ از پِیِ آن باید تا عیش و طَرَب بیند ۱
سَر از پِیِ آن باید تا مَستِ بُتی باشد
پا از پِیِ آن باید کَزْ یارْ تَعَب بیند ۲
عشقْ از پِیِ آن باید تا سویِ فَلَک پَرَّد
عقلْ از پِیِ آن باید تا عِلْم و اَدَب بیند ۳
بیرونِ سَبَب باشد اسرار و عَجایبها
مَحْجوب بُوَد چَشمی کو جُمله سَبَب بیند ۴
عاشق که به صد تُهْمَت بَدنام شود این سو
چون نوبَتِ وَصل آید صد نام و لَقَب بیند ۵
اَرْزَد که برایِ حَج در ریگ و بیابانها
با شیرِ شُتُر سازد یَغْمایِ عَرَب بیند ۶
بر سنگِ سِیَه حاجی زان بوسه زَنَد از دل
کَزْ لَعْلِ لبِ یاری او لَذَّتِ لب بیند ۷
بر نَقْدِ سُخَن جانا هین سِکّه مَزَن دیگر
کان کَس که طَلَب دارد او کانِ ذَهَب بیند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۶ - چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند؟
گوهر بعدی:غزل ۶۱۸ - چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.