خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دیدار خیال معشوق در شب میگوید و از او میخواهد که مهمانش باشد. معشوق تا صبح میماند و شاعر به او خوشآمد میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که برای درک بهتر، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد. مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان است.
رباعی ۱۸۷۶ - دوش آمد آن خیال تو رهگذری
دوش آمد آن خیال تو رهگذری
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری ۱
تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری ۲
گفتم بر ما باش ز صاحب نظری ۱
تا صبح دو چشم من بگفتش بتری
مهمان منی به آب چندانکه خوری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۷۵ - دل کیست همه کار و گیائیش توئی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۷۷ - دوش از سر عاشقی و از مشتاقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.