خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلتنگی سخن میگوید و از این میترسد که معشوق او را شرمسار کند. او از وفاداری خود به معشوق در برابر دوست و دشمن سخن میگوید و نگران است که معشوق او را تحقیر کند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
رباعی ۱۸۵۸ - در دل نگذشت کز دلم بگذاری
در دل نگذشت کز دلم بگذاری
یا رخت فتاده در گلم بگذاری ۱
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست
ای وای به من گر خجلم بگذاری ۲
یا رخت فتاده در گلم بگذاری ۱
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست
ای وای به من گر خجلم بگذاری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۵۷ - در دست اجل چو درنهم من پائی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۵۹ - در دل نگذارمت که افگار شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.