خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناامیدی و حیرانی خود در برابر مرگ و نیستی سخن میگوید و بیان میکند که حتی در عالم عدم نیز نمیتواند آرام بگیرد. او از شیدایی بینظیر خود در هر دو جهان (دنیا و آخرت) یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره مرگ و نیستی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا اضطراب شود.
رباعی ۱۸۵۷ - در دست اجل چو درنهم من پائی
در دست اجل چو درنهم من پائی
در کتم عدم در افکنم غوغائی ۱
حیران گردد عدم که هرگز جائی
در هر دو جهان نیست چنین شیدائی ۲
در کتم عدم در افکنم غوغائی ۱
حیران گردد عدم که هرگز جائی
در هر دو جهان نیست چنین شیدائی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۵۶ - در خاک اگر رفت تن بیجانی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۵۸ - در دل نگذشت کز دلم بگذاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.