خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و غمگین درباره عشق نافرجام و رنجهای عاشق است. چشم معشوق با نگاهش عاشق را میسوزاند و دل عاشق بیپناه و درمانده است. عاشق از دست معشوقی رنج میبرد که خود نجاتدهندهای ندارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده و رنجهای عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۸۳۰ - چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی ۱
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی ۲
گر دلبندی هزار خون کردستی ۱
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۲۹ - چشمان خمار و روی رخشان داری
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۳۱ - چشم مستت ز عادت خماری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.