خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر از مستی و عادت به خماری سخن می‌گوید و از تنهایی و تحقیر شکایت دارد. سپس از بخیل بودن فردی انتقاد می‌کند که شراب می‌دهد اما خودش نمی‌خورد و به جای آن شیره می‌فشرد.

محتوا شامل اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی است که برای درک عمیق‌تر به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد.

مشاهده کامل

رباعی ۱۸۳۱ - چشم مستت ز عادت خماری

چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری ۱

چون می مددیست ای بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره می‌افشاری ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۰۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۸۳۰ - چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۳۲ - چندان گفتی که از بیان بگذشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.