خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر به قاصد جان خود خطاب میکند و بیان میکند که بدون او، جهان ارزشی ندارد و همه چیز بیمعناست. او تأکید میکند که تنها وجود قاصد است که به جهان معنا میبخشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۱۷۴۹ - ای قاصد جان من به جان میارزی
ای قاصد جان من به جان میارزی
جان خود چه بود هر دو جهان میارزی ۱
این عالم کهنه آن ندارد بیتو
آن از تو ذلب کنم که آن میارزی ۲
جان خود چه بود هر دو جهان میارزی ۱
این عالم کهنه آن ندارد بیتو
آن از تو ذلب کنم که آن میارزی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۴۸ - ای عشق تو عین عالم حیرانی
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۵۰ - ای کاش که من بدانمی کیستمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.