خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از فراق و دوری یار مینالد و بیان میکند که با رفتن او، آتش بختش به آسمان رفته و آب حیاتش به رود جیحون. او با یار خود سخن گفته و از بیدلی خود شکایت کرده، اما اکنون که یارش رفته، خود را کاملاً بیدل میبیند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۱۶۸۹ - ای آتش بخت سوی گردون رفتی
ای آتش بخت سوی گردون رفتی
وی آب حیات سوی جیحون رفتی ۱
با تو گفتم که بیدلم من بیدل
بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی ۲
وی آب حیات سوی جیحون رفتی ۱
با تو گفتم که بیدلم من بیدل
بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۸۸ - اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۹۰ - ای آنکه به کوی یار ما افتادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.