خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر ابتدا از درد فراق و جفای روزگار شکایت میکند، اما سپس متوجه میشود که خودش با خیال معشوق همراه شده و در این راه سکوت اختیار کرده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
رباعی ۱۳۳۵ - من دوش فراق را جفا میگفتم
من دوش فراق را جفا میگفتم
با دهر فراق پیش میآشفتم ۱
خود را دیدم که با خیالت جفتم
با جفت خیال تو برفتم خفتم ۲
با دهر فراق پیش میآشفتم ۱
خود را دیدم که با خیالت جفتم
با جفت خیال تو برفتم خفتم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳۳۴ - من درد ترا ز دست آسان ندهم
گوهر بعدی:رباعی ۱۳۳۶ - من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
نظرها و حاشیه ها
۱
اين رباعي زيبا مرا به ياد پروژه بزرگ متاورس مارك زاكربرگ مي اندازد و اينكه فن آوري توانسته است تا روياي جفانگفتن به فراق را به واقعيت تبديل كند.