خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناکامیها و ناامیدیهای خود میگوید و بیان میکند که با وجود تلاشهایش، اقبال و بخت یار او نبوده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند ناامیدی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۳۰۳ - لیلم که نهاری نکند من چکنم
لیلم که نهاری نکند من چکنم
بختم که سواری نکند من چکنم ۱
گفتم که به دولتی جهانرا بخورم
اقبال چو یاری نکند من چکنم ۲
بختم که سواری نکند من چکنم ۱
گفتم که به دولتی جهانرا بخورم
اقبال چو یاری نکند من چکنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳۰۲ - لب بستم و صد نکته خموشت گفتم
گوهر بعدی:رباعی ۱۳۰۴ - ما از دو صفت ز کار بیکار شویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.