خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها بیان میکند که همواره از دیدن معشوق خود شادمان و روشندل بوده است. او ابتدا تصور میکرد که هیچ چشم بدی به معشوق نخواهد رسید، اما در پایان متوجه میشود که خودش ممکن است همان چشم بد باشد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۱۳۱ - از روی تو من همیشه گلشن بودم
از روی تو من همیشه گلشن بودم
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم ۱
من میگفتم چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم ۲
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم ۱
من میگفتم چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۳۰ - از درد همیشه من دوا میبینم
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۳۲ - از سوز غم تو آتش میطلبم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.