خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از غم و ناخوشی خود میگوید و از معشوق طلب آتش (احتمالاً برای سوزاندن غم) و مفرش (محل آرامش) میکند. همچنین از معشوق زمان خوشی و شادی طلب میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز در شعر وجود دارد که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین استفاده از استعارههایی مانند «آتش» و «مفرش» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۱۳۲ - از سوز غم تو آتش میطلبم
از سوز غم تو آتش میطلبم
وز خاک در تو مفرشی میطلبم ۱
از ناخوشی خویش به جان آمدهام
از حضرت تو وقت خوشی میطلبم ۲
وز خاک در تو مفرشی میطلبم ۱
از ناخوشی خویش به جان آمدهام
از حضرت تو وقت خوشی میطلبم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۳۱ - از روی تو من همیشه گلشن بودم
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۳۳ - از شور و جنون رشک جنان را بزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.