خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از زیبایی و جذابیت معشوق خود و لذتهای زندگی در کنار او سخن میگوید. او از حضور یار، موسیقی، شمع و شراب لذت میبرد و آرزو میکند که این لحظات خوش همیشه ادامه داشته باشد. شاعر همچنین از زیبایی چهره و زلف معشوق خود تعریف میکند و از شمس تبریز به عنوان نور دلها یاد میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و توصیفاتی از لذتهای زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۴۳۴ - هم به بر این بت زیبا خوشکست
هم به بَر این بُتِ زیبا خوشَکَسْت
من نشستم که همینجا خوشَکَسْت ۱
مُطرب و یار من و شمع و شراب
این چُنین عیشِ مُهَیّا خوشَکَسْت ۲
من و تو هیچ از این جا نَرَویم
پَهلویِ شِکَّر و حَلوا خوشَکَسْت ۳
خَجِل است از رُخِ یارم گُلِ تَر
با چُنین چهره و سیما خوشَکَسْت ۴
هر صَباحی زِ جَمالَش مَستیم
خاصه امروز که با ما خوشَکَسْت ۵
بِجَهَم حَلقهٔ زُلفَش گیرم
که در آن حَلقه تماشا خوشَکَسْت ۶
شَمسِ تبریز که نورِ دلها است
دایما با گُلِ رَعنْا خوشَکَسْت ۷
من نشستم که همینجا خوشَکَسْت ۱
مُطرب و یار من و شمع و شراب
این چُنین عیشِ مُهَیّا خوشَکَسْت ۲
من و تو هیچ از این جا نَرَویم
پَهلویِ شِکَّر و حَلوا خوشَکَسْت ۳
خَجِل است از رُخِ یارم گُلِ تَر
با چُنین چهره و سیما خوشَکَسْت ۴
هر صَباحی زِ جَمالَش مَستیم
خاصه امروز که با ما خوشَکَسْت ۵
بِجَهَم حَلقهٔ زُلفَش گیرم
که در آن حَلقه تماشا خوشَکَسْت ۶
شَمسِ تبریز که نورِ دلها است
دایما با گُلِ رَعنْا خوشَکَسْت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۳ - اندر این جمع شررها ز کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۴۳۵ - هر که بالاست مر او را چه غم است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.