خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از سردرگمی و اختلافات درونی و بیرونی سخن می‌گوید. او از گم‌کردن راه خود، اختلافات میان افراد، و جنگ و نزاع‌های بی‌پایان پرسش می‌کند. در نهایت، به شراب پناه می‌برد تا شاید پاسخ این پرسش‌ها را در آن بیابد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۳۳ - اندر این جمع شررها ز کجاست؟

اَنْدَر این جمعْ شَرَرها زِ کجاست؟
دودِ سودایِ هُنرها زِ کجاست؟ ۱

من سَرِ رشتهٔ خود گُم کردم
کین مُخالف شُده سَرها زِ کجاست؟ ۲

گَر نه دل‌هایِ شما مُختلفَند
در من از جنگْ اثرها زِ کجاست؟ ۳

گَر چو زَنجیر به هم پیوستیم
این فروبَستن دَرها زِ کجاست؟ ۴

گَر نه صد مُرغِ مخالف این جاست
جنگ و بَرکَنْدنِ پَرها زِ کجاست؟ ۵

ساقیا باده به پیش آر که میْ
خود بگوید که دِگَرها زِ کجاست؟ ۶

تو اگر جُرعه نریزی بر خاک
خاک را از تو خَبَرها زِ کجاست؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۲ - این چنین پابند جان میدان کیست؟
گوهر بعدی:غزل ۴۳۴ - هم به بر این بت زیبا خوشکست
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۴۰۰/۱۱/۲۲ ۲۳:۲۴

عالی