خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که درباره‌ی تغییرات و تحولات درونی و بیرونی انسان صحبت می‌کند. شاعر از عواقب تصمیمات اشتباه، جدایی، و بازگشت به مسیر درست سخن می‌گوید. همچنین، به تحولات روحی و معنوی اشاره می‌کند که در نهایت به روشنایی و رشد منجر می‌شود.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۳۱ - عشوهٔ دشمن بخوردی عاقبت

عِشوهٔ دشمن بِخوردی عاقِبَت
سویِ هِجران عَزْم کردی عاقِبَت ۱

بازگَردی زان خَسانِ زَن صِفَت
سویِ این مَردان چو مَردی عاقِبَت ۲

سیر گَردی زان همه جُفتانْ تو زود
چونک فَردِ فَردِ فَردی عاقِبَت ۳

چون گُلِ زَردی زِعشقِ لاله‌یی
لاله گَردی گر چه زَردی عاقِبَت ۴

چون که خاکِ شَمسِ تبریزی شُدی
نورِ سَقْفی لاجوردی عاقِبَت ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - گم شدن در گم شدن دین من است
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - این چنین پابند جان میدان کیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.