خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و ارتباط عاشق و معشوق سخن میگوید. در این شعر، مفاهیمی مانند عشق، معرفت، وحدت وجود، و ارتباط بین زمین و آسمان مطرح شدهاند. شاعر از زبان طبیعت و عناصر آن مانند گل، بلبل، و خورشید برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۳۶۷ - دل آمد و دی به گوش جان گفت
دلْ آمد و دی به گوشِ جان گفت
ای نامِ تو این که مینَتان گفت ۱
دَرَّنده آنک گفت پیدا
سوزنده آنکِ در نَهان گفت ۲
چه عُذر و بَهانه دارد ای جان
آن کَس که زِ بینشانْ نشان گفت؟ ۳
گُل داند و بُلبُلِ مُعَربِد
رازی که میانِ گُلْسِتان گفت ۴
آن کَس نه، که از طَریقِ تَحصیل
آموخت زِ بانگِ بُلبُلان گفت ۵
صیّادیِ تیرِ غَمْزهها را
آن ابروهایِ چون کَمان گفت ۶
صد گونه زبانْ زمین بَرآوَرْد
در پاسخِ آن چه آسْمان گفت ۷
ای عاشقِ آسْمانْ قَرین شو
با او که حَدیثِ نَردبان گفت ۸
زان شاهِدِ خانگی نشان کو؟
هر کَس سُخنی زِ خاندان گفت ۹
کو شَعْشَعههایِ قُرصِ خورشید؟
هر سایه نشین زِ سایه بان گفت ۱۰
با این همه، گوش و هوش مَستست
زان چند سُخَن که این زبان گفت ۱۱
چون یافت زبانْ دو سه قُراضه
مشغول شُد و به تَرکِ کان گفت ۱۲
وزْ نَنگِ قُراضه جان عاشق
تَرکِ بازار و این دُکان گفت ۱۳
در گوشَم گفت عشق بَس کُن
خاموش کُنم چو او چُنان گفت ۱۴
ای نامِ تو این که مینَتان گفت ۱
دَرَّنده آنک گفت پیدا
سوزنده آنکِ در نَهان گفت ۲
چه عُذر و بَهانه دارد ای جان
آن کَس که زِ بینشانْ نشان گفت؟ ۳
گُل داند و بُلبُلِ مُعَربِد
رازی که میانِ گُلْسِتان گفت ۴
آن کَس نه، که از طَریقِ تَحصیل
آموخت زِ بانگِ بُلبُلان گفت ۵
صیّادیِ تیرِ غَمْزهها را
آن ابروهایِ چون کَمان گفت ۶
صد گونه زبانْ زمین بَرآوَرْد
در پاسخِ آن چه آسْمان گفت ۷
ای عاشقِ آسْمانْ قَرین شو
با او که حَدیثِ نَردبان گفت ۸
زان شاهِدِ خانگی نشان کو؟
هر کَس سُخنی زِ خاندان گفت ۹
کو شَعْشَعههایِ قُرصِ خورشید؟
هر سایه نشین زِ سایه بان گفت ۱۰
با این همه، گوش و هوش مَستست
زان چند سُخَن که این زبان گفت ۱۱
چون یافت زبانْ دو سه قُراضه
مشغول شُد و به تَرکِ کان گفت ۱۲
وزْ نَنگِ قُراضه جان عاشق
تَرکِ بازار و این دُکان گفت ۱۳
در گوشَم گفت عشق بَس کُن
خاموش کُنم چو او چُنان گفت ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۶ - دود دل ما نشان سوداست
گوهر بعدی:غزل ۳۶۸ - گویم سخن شکرنباتت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.