خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و تأثیر آن بر روح و جان سخن می‌گوید. او از عشق به عنوان عاملی برای نجات و پاکسازی از گناهان یاد می‌کند و به زیبایی‌های وجودی و صفات الهی اشاره می‌نماید. شاعر همچنین به نقش عشق در شکستن محدودیت‌ها و رسیدن به بی‌جهتی (فراتر از مادیات) اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌جهتی و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۸ - گویم سخن شکرنباتت

گویم سُخَنِ شِکَرنَباتَت
یا قِصّه چَشمه حَیاتَت؟ ۱

رُخ بر رُخِ من نَهی بگویم
کَزْ بَهرِ چه شاه کرد ماتَت ۲

در خَرمَنَت آتشی دَراَنْداخت
کَزْ خَرمَنِ خود دَهَد زَکاتَت ۳

سَرسبز کُند چو تَرّه زارت
تا بازخَرَد زِ تُرَّهاتَت ۴

در آتشِ عشقْ چون خَلیلی
خوش باش که می‌دَهَد نَجاتَت ۵

عَقلَت شبِ قَدْر دید و صد عید
کَزْ عشق دَریده شُد بَراتَت ۶

سوگند به سایه لَطیفَت
سوگند نمی‌خورم به ذاتَت ۷

در ذاتِ تو کِی رَسَند جان‌ها؟
چون غَرقه شُدند در صِفاتَت ۸

چون جویْ رَوان و ساجِدَت کرد
تا پاک کُند زِ سَیِّااتَت ۹

از هر جِهَتی تو را بَلا داد
تا بازکَشَد به بی‌جِهاتَت ۱۰

گفتی که خَمُش کُنم، نکردی
می‌خندد عشقْ بر ثَباتَت ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - دل آمد و دی به گوش جان گفت
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - در شهر شما یکی نگاری‌ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.