این شعر عاشقانه و توصیفی، زیبایی و جذابیت معشوق را با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا مانند چشمهای آهوانهش، ابروان کمانی، و زلف درهم توصیف میکند. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان کرده و از عشق و اسارت دل در زنجیر زلف او سخن میگوید. همچنین، شاعر به بینظیر بودن معشوق در زیبایی اشاره میکند و اعلام میکند که حاضر است سر خود را به پای او بیندازد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۶۲ - دو چشم آهوانهش شیرگیر است
کَزو بر من رَوانْ بارانِ تیر است ۱
کَمانِ ابروان و تیرِ مُژگان
گُواهانَند کو بر جانْ امیر است ۲
چو زُلفِ دَرهَمَش دَرهَم از آنَم
که بویِ او بِهْ از مُشک و عَبیر است ۳
در آن زُلْفین از آن میپیچَد این جان
که دلْ زَنجیرِ زُلْفَش را اسیر است ۴
مگو آن سَروِ ما را تو نَظیری
که ماهِ ما به خوبیْ بینَظیر است ۵
بِیَندازم من این سَر را به پیشش
اگر چه سَر به پیشِ او حَقیر است ۶
خیالِ رویِ شَهْ را سَجده میکُن
خیالِ شَهْ حقیقت را وَزیر است ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.