خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و درد عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلبستگی و مستی عشق به معشوق و رنجهایی که در این راه متحمل شده، صحبت میکند. او از خونریزی و درد عشق میگوید و اشاره میکند که معشوق نیز از این دردها مست است. شاعر از شفق (سرخی آسمان) و صبحها به عنوان نماد خون و درد یاد میکند و بیان میکند که چشم معشوق نیز از کینه و درد مست است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و دردهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم نمادین مانند خون و درد ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۳۶۳ - چنان کاین دل از آن دلدار مستست
چُنان کاین دل از آن دِلْدار مَستست
زِ خونِ صافِ ما آن یار مَستست ۱
خُمارَش نَشْکَنم اِلّا به خونَم
از این شادیْ دلِ غَمْخوار مَستست ۲
شَفَق وارَم به هر صُبحی به خون در
که در هر صُبح آن خونْ خوار مَستست ۳
مَدِه پَند و مَبَر خونم به گَردن
که چَشمِ دِلْبَرِ کین دار مَستست ۴
چرا این خاک هَمچون طَشْتِ خون ست
که چَشمِ ساقیِ اسرار مَستست ۵
زِ خونِ صافِ ما آن یار مَستست ۱
خُمارَش نَشْکَنم اِلّا به خونَم
از این شادیْ دلِ غَمْخوار مَستست ۲
شَفَق وارَم به هر صُبحی به خون در
که در هر صُبح آن خونْ خوار مَستست ۳
مَدِه پَند و مَبَر خونم به گَردن
که چَشمِ دِلْبَرِ کین دار مَستست ۴
چرا این خاک هَمچون طَشْتِ خون ست
که چَشمِ ساقیِ اسرار مَستست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۲ - دو چشم آهوانهش شیرگیر است
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴ - تا نقش خیال دوست با ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.