خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به انتقاد از شخصیتی منافق و بدذات می‌پردازد که با ظاهری فریبنده، باطنی سیاه و زشت دارد. شاعر از این شخصیت به عنوان ماری یاد می‌کند که حتی سنگ از او دریغ می‌شود و به او هشدار می‌دهد که هیچ‌کس جز سنگ سرش را نمی‌کوبد. همچنین، شاعر به مقایسه‌ای بین هوای پاک شمس تبریزی و شخصیت ناپاک این فرد می‌پردازد.

این متن حاوی مفاهیم انتقادی و اخلاقی پیچیده‌ای است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه کافی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات عمیق در متن، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۱ - اگر حوا بدانستی ز رنگت

اگر حَوّا بِدانستی زِ رَنگَت
سِتَروَن ساختی خود را زِ نَنگَت ۱

سیاهی جانْت اَرْ مَحسوس گشتی
همه عالَم شُدی زَنگی زِ زَنگَت ۲

تو آن ماری که سنگ از تو دَریغ است
سَرَت را کَس نکوبَد جُز به سَنگَت ۳

اگر دریا دَراُفتی ای مُنافق
زِ زشتی کِی خورَد مار و نَهنگَت؟ ۴

مرا گویی که از مَعنی نَظَر کُن
رَها کُن صورتِ نَقْش و پَلَنگَت ۵

چه گویم با تو ای نَقْشِ مُزوَّر
چه معنی گُنجَد اَنْدَر جانِ تَنگَت؟ ۶

هوایِ شَمسِ تبریزی چو قُدس است
تو آن خوکی که نَپْذیرد فَرنگَت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۰ - ایا ساقی توی قاضی حاجات
گوهر بعدی:غزل ۳۶۲ - دو چشم آهوانه‌ش شیرگیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.