خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر میگوید چشمش پر از اشک است چون معشوق را نمیبیند. معشوق پاسخ میدهد که هیچکس نبوده که در دوران خوشبختی او، از او رویگردان باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
رباعی ۳۸۶ - گفتم چشمم که هست خاک کویت
گفتم چشمم که هست خاک کویت
پرآب مدار بیرخ نیکویت ۱
گفتا که نه کس بود که در دولت من
از من همه عمر باشد آب رویت ۲
پرآب مدار بیرخ نیکویت ۱
گفتا که نه کس بود که در دولت من
از من همه عمر باشد آب رویت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۸۵ - گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت
گوهر بعدی:رباعی ۳۸۷ - گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.