شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به معشوق (که میتواند خدا، مرشد معنوی یا معشوق زمینی باشد) سخن میگوید. او بیان میکند که معشوق او را با ناز و نعمت پرورش داده و از تعلقات دنیوی رهانیده است. شاعر خود را همچون صوفیای میداند که دلش درون تنش مانند صوفیای در خرقهاست و整个世界 را خانقاهی میبیند که معشوق شیخ آن است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص صوفیانه مانند 'خرقه'، 'خانقاه' و 'شیخ' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
رباعی ۲۴۵ - پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا ۱
تن خرقه و اندر آن دل من صوفی
عالم همه خانقاه و شیخ او است مرا ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.