خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و آرزوی وصال میگوید و از بخت ناسازگار و رفتار ستیزهجویانه جان خود شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
رباعی ۴۴۱ - ای محنت هجر بر دلم سرنایی
ای محنت هجر بر دلم سرنایی
وی دولت وصل از درم درنایی ۱
از بخت چو هیچ کار برمیناید
ای جان ستیزه کار هم برنایی ۲
وی دولت وصل از درم درنایی ۱
از بخت چو هیچ کار برمیناید
ای جان ستیزه کار هم برنایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۴۰ - چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
گوهر بعدی:رباعی ۴۴۲ - با دل گفتم گرد بلا میپویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.