خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از فرو ریختن دیده و نابودی بینایی سخن میگوید و اشاره میکند که از دل جز رسوایی چیزی نمانده است. سپس خطاب به جان میپرسد که چه میکند و به دنبال چه کسی میگردد و این کار را نیکو میداند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدگیهای معنایی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات اندوه و فراق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۴۰ - چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
وز دل اثری نماند جز رسوایی ۱
ای جان تو چه میکنی کرا میپایی
نیکو سر و کاریست تو درمیبایی ۲
وز دل اثری نماند جز رسوایی ۱
ای جان تو چه میکنی کرا میپایی
نیکو سر و کاریست تو درمیبایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳۹ - گفتم که نثار جان کنم گر آیی
گوهر بعدی:رباعی ۴۴۱ - ای محنت هجر بر دلم سرنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.