خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که حاضر است جان خود را فدا کند، اما مخاطب او پاسخ میدهد که او بیش از حد به دیگران وابسته است و مانند باد سریع میگذرد. همچنین اشاره میکند که او از کیسه خود خرج نمیکند و این رفتارش قابل قبول نیست.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجزیه و تحلیل، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
رباعی ۴۳۹ - گفتم که نثار جان کنم گر آیی
گفتم که نثار جان کنم گر آیی
گفتا به رخم که باد میپیمایی ۱
تو زنده به جان دگران میباشی
از کیسهٔ خویش چون فقع بگشایی ۲
گفتا به رخم که باد میپیمایی ۱
تو زنده به جان دگران میباشی
از کیسهٔ خویش چون فقع بگشایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳۸ - شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
گوهر بعدی:رباعی ۴۴۰ - چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.