خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و ناامیدی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود نبود امید به بهبود اوضاع، دل همچنان درگیر است و نمیتواند از غم رها شود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
رباعی ۴۳۸ - شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
وز دیده به جای اشک بیرون نشوی ۱
چون نیست امید آنکه بر گردد کار
ای دل پس کار خویشتن چون نشوی ۲
وز دیده به جای اشک بیرون نشوی ۱
چون نیست امید آنکه بر گردد کار
ای دل پس کار خویشتن چون نشوی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳۷ - هر روز به نویی ای بت سلسلهموی
گوهر بعدی:رباعی ۴۳۹ - گفتم که نثار جان کنم گر آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.