خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در مستی از سردرد شکایت میکند و از فلک میپرسد که آیا وجود دارد یا نه. فلک پاسخ میدهد که این چه اتهامی است که بر ما بستهای و از بوطالب به نیکی یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مستی نیاز به تفسیر دارد.
رباعی ۳۹۳ - دوش از سر درد نیستی در مستی
دوش از سر درد نیستی در مستی
گفتم فلکا نیست شدم گر هستی ۱
گفت این چه علی لاست که بر ما بستی
بوطالب نعمه بر زبان ران رستی ۲
گفتم فلکا نیست شدم گر هستی ۱
گفت این چه علی لاست که بر ما بستی
بوطالب نعمه بر زبان ران رستی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹۲ - دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۴ - گر دل پی یار گیردی نیکستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.