خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن شاعر از افتادن دوش به زمین و پیوستن فریاد و دعا به زمین سخن میگوید. همچنین اشاره میکند که اگر حلم و بردباری بر دامن او ننشسته بود، از زلزلهٔ سقف آسمان شکسته میشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تمثیلی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۳۹۲ - دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
فریاد و دعایت به زمین کی بستی ۱
ور حلم تو بر دامن او ننشستی
از زلزلهٔ سقف آسمان بشکستی ۲
فریاد و دعایت به زمین کی بستی ۱
ور حلم تو بر دامن او ننشستی
از زلزلهٔ سقف آسمان بشکستی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹۱ - عمزاد و عمزاد خریدند بری
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۳ - دوش از سر درد نیستی در مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.