خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او منتظر پیام و سلام معشوق است و از شوق دیدار او در دلش خون می‌جوشد. شاعر معشوق را به شیرینی و دلاویزی توصیف می‌کند و بیان می‌کند که حتی شاهان نیز در برابر او سر تعظیم فرود می‌آورند. او از عشق خود به معشوق و انتظارش برای دیدار او سخن می‌گوید و از لطف و محبت معشوق بهره می‌برد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۸ - گوش من منتظر پیام تو را

گوشِ من مُنْتَظِر پیامِ تو را
جان به جانْ جُسته یک سلامِ تو را ۱

در دِلَم خونِ شوق می‌جوشَد
منْتَظِر بویِ جوشِ جامِ تو را ۲

ای زِ شیرینی و دلاویزی
دانه حاجَت نبوده دامِ تو را ۳

کرده شاهان نِثارْ تاج و کَمَر
مَر قَبایِ کَمین غُلام تو را ۴

زَ اَوَّلِ عشقْ من گُمان بُردم
که تَصوّر کُنم خِتامِ تو را ۵

سِلْسِلَه م کُن به پایِ اُشْتُر بَند
من طَمَع کِی کُنم سَنامِ تو را ۶

آن که شیری زِ لُطفِ تو خورده‌ست
مرگ بیند یَقین فِطامِ تو را ۷

به حَقِ آن زبانِ کاشفِ غَیب
که به گوشم رَسان پیامِ تو را ۸

به حَقِ آن سَرایِ دولَت بَخش
بِنِمایَم زِ دورْ بامِ تو را ۹

گَر سَر از سَجده تو سود کُند
چه زیان است لُطفِ عامِ تو را ۱۰

شَمس تبریز این دلْ آشفته
بر جِگَر بسته است نامِ تو را ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۵۰۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - بانگ تسبیح بشنو از بالا
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - دل بر ما شده‌ست دلبر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.