خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع عشق، مرگ و رهایی از زندان دنیا می‌پردازد. شاعر از وسوسه‌ها و غم‌های دنیوی سخن می‌گوید و از عشق به عنوان نیرویی برای رهایی و رسیدن به لقای الهی یاد می‌کند. او دنیا را زندانی می‌داند که وفا در آن جایی ندارد و مرگ را شادی و ملاقات با معشوق حقیقی می‌خواند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن، مانند عشق الهی، مرگ و نقد دنیا، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و ناملموس باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۶ - صد دهل می‌زنند در دل ما

صد دُهُل می‌زنند در دلِ ما
بانگِ آن بِشْنویم ما فردا ۱

پَنبه در گوش و موی در چَشم است
غَمِ فردا و وَسوَسه‌یْ سودا ۲

آتشِ عشق زَن دَرین پَنبه
همچو حَلاّج و هَمچو اَهلِ صَفا ۳

آتش و پنبه را چه می‌داری؟
این دو ضِدَّند و ضِد نکرد بَقا ۴

چون مُلاقاتِ عشق نزدیک است
خوش لِقا شو برایِ روزِ لِقا ۵

مرگِ ما شادی و مُلاقات است
گَر تو را ماتم است، رو زین جا ۶

چون که زندانِ ماست این دنیا
عیش باشد خرابِ زندان‌ها ۷

آنک زندانِ او چُنین خوش بود
چون بُوَد مَجْلِسِ جهان آرا؟ ۸

تو وَفا را مَجو در این زندان
که در این جا وَفا نکرد وَفا ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۹۰۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - از برای صلاح مجنون را
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - بانگ تسبیح بشنو از بالا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.