خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و نیاز خود به معشوق الهی سخن می‌گوید. او از معشوق به عنوان منبع حیات، دریا و خضر ثانی یاد می‌کند و عجز و نیاز خود را بیان می‌دارد. شاعر همچنین به برتری معشوق بر همه داستان‌ها و عقل اشاره می‌کند و او را فراتر از هر گمان و وسوسه می‌داند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۰ - ای تو آب زندگانی فاسقنا

ای تو آبِ زندگانی فَاسْقِنا
ای تو دریایِ مَعانی فَاسْقِنا ۱

ما سَبوهایِ طَلَب آورده ایم
سویِ تو ای خِضْرِ ثانی فَاسْقِنا ۲

ماهیانِ جانِ ما زِنهارْخواه
از تو ای دریایِ جانی فَاسْقِنا ۳

از رَهِ هَجْر آمده و آوَرْده ما
عَجْزِ خود را اَرمَغانی فَاسْقِنا ۴

داستانِ خُسروان بِشْنیده‌ایم
تو فُزون از داستانی فَاسْقِنا ۵

در گُمان و وَسوَسه افتاده عقل
زان که تو فوقِ گُمانی فَاسْقِنا ۶

نیم عاقل چه زَنَد با عشقِ تو
تو جُنونِ عاقلانی فَاسْقِنا ۷

کعبهٔ عالَم زِ تو تبریز شُد
شَمسِ حَق رُکْنِ یَمانی فَاسْقِنا ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - گر تو عودی سوی این مجمر بیا
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - دل چو دانه، ما مثال آسیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.