خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش شیخ جمال میپردازد که فردی بینظیر و دارای اخلاق شیرین و کمالرضا بود. شاعر از غم فراق او سخن میگوید و از شناخت ناکافی خود در این غم اظهار تأسف میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شمارهٔ ۹۵ - وله ایضا
زین زمانه شیخ جمال آن که کس ندید
در دهر یک معرف شیرین ادا چو او ۱
چون کرد از کمال رضا وام جان ادا
تاریخش از معرف شیرین ادا بجو ۲
طبعم چو در غمش الف از ب نمیشناخت
یک سال اگر کم است دلا عذر او بگو ۳
در دهر یک معرف شیرین ادا چو او ۱
چون کرد از کمال رضا وام جان ادا
تاریخش از معرف شیرین ادا بجو ۲
طبعم چو در غمش الف از ب نمیشناخت
یک سال اگر کم است دلا عذر او بگو ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۴ - در تاریخ پدر خود گوید
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - حافظ آن خود رو درخت باغ نظم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.