خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و علاقه خود به معشوق سخن میگوید، از دیدن جلوههای روحانی و معنوی او، نوشیدن شربت یادش، و تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود مینویسد. او همچنین از نافرمانیهای خود و توبههایش صحبت میکند، اما با دیدن حکم معشوق، از توبه نیز توبه میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و شعری است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۲۲ - آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
و آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم ۱
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفت
کازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم ۲
گردم به باد ساری گردی همی ولیکن
باران تو بیامد بنشاند جمله گردم ۳
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود این
بگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم ۴
گر قطعه خوش نیامد معذور دار زیرا
هم تو عجول مردی هم من ملول مردم ۵
من توبه کرده بودم زین هرزهها ولیکن
چون حکم تو بدیدم زین توبه توبه کردم ۶
و آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم ۱
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفت
کازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم ۲
گردم به باد ساری گردی همی ولیکن
باران تو بیامد بنشاند جمله گردم ۳
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود این
بگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم ۴
گر قطعه خوش نیامد معذور دار زیرا
هم تو عجول مردی هم من ملول مردم ۵
من توبه کرده بودم زین هرزهها ولیکن
چون حکم تو بدیدم زین توبه توبه کردم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - زشت همی گویی هر ساعتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.