خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، رازداری و وفاداری سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که تنها افراد صادق می‌توانند مکر و بهانه‌های او را درک کنند و عشق را به عنوان دامی توصیف می‌کند که باید از آن مراقبت کرد. شاعر همچنین از رستم و زال یاد می‌کند و اشاره‌ای به تبریز و اقبال دل دارد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اشارات تاریخی و ادبی مانند رستم و زال نیاز به دانش پیش‌زمینه‌ای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۱ - چون خانه روی ز خانهٔ ما

چون خانه رَوی زِ خانهٔ ما
با آتش و با زَبانهٔ ما ۱

با رُستَمِ زال تا نگویی
از رَخْش و زِ تازیانهٔ ما ۲

زیرا جُزِ صادقان ندانند
مَکْر و دَغَل و بَهانهٔ ما ۳

اَنْدَر دلِ هیچ کَس نگُنجیم
چون در سَرِ اوست شانهٔ ما ۴

هر جا پَر تیرِ او بِبینی
آن جاست یَقینْ نشانهٔ ما ۵

از عشق بگو که عشقْ دامست
زِنْهار مَگو زِ دانهٔ ما ۶

با خاطِرِ خویش تا نگویی
ای مَحْرمِ دلْ فَسانهٔ ما ۷

گَر تو به چُنینه‌یی بگویی
وَاللَّهْ که تویی چُنانهٔ ما ۸

اَنْدَر تبریز بُد فُلانی
اِقْبال دلِ فلانهٔ ما ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - تا چند تو پس روی؟ به پیش آ
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - دیدم رخ خوب گلشنی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.