خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از ساقی میخواهد تا جامها را پر از شراب کند و به مستی و شادی بپردازد. او از زیباییهای طبیعت و معشوق نقابدار سخن میگوید و از حالات مستی و عشق و شوریدگی صحبت میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند عشق، طبیعت، مستی و شادی اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیمی مانند مستی و شرابخواری است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و عشقی موجود در شعر ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۹۱ - در آب فکن ساقی، بط زادهٔ آبی را
در آبْ فَکَن ساقی، بَط زادهٔ آبی را
بِشْتاب و شتابْ اولی’، مَستانِ شَبابی را ۱
ای جانِ بهار و دِیْ، وِیْ حاتِمِ نُقل و میْ
پُر کُن زِ شِکَر چون نِی، بوبکْرِ رَبابی را ۲
ای ساقیِ شور و شَر، هین عیش بگیر از سَر
پُر کُن زِ میِ اَحْمَر، سَغْراق و شرابی را ۳
بِنْما زِ مِی فَرُّخ، این سو اُخ و آن سو اُخ
بُرْبایْ نِقاب از رُخ، معشوقِ نِقابی را ۴
اَحْسَنْت زِهی یار او، شاخِ گُلِ بیخار او
شاباشْ زِهی دارو، دلهای کَبابی را ۵
صد حَلْقه نِگَر شَیدا، زان بادهٔ ناپَیدا
کاسِد کُند این صَهْبا، صد خَمْرِ لُعابی را ۶
مَستان چَمَن پنهان، اِشْکوفه زِ شاخْ اَفْشان
صد کوه چو کَهْ غَلْطان، سیلابِ حَبابی را ۷
گَر آن قَدَح روشن، جان است نهان از تَن
پنهان نَتَوان کردن، مَستیّ و خَرابی را ۸
ماییم چو کِشتْ ای جان، سَرسَبز دَرین میدان
تشنه شُده و جویان، بارانِ سَحابی را ۹
چون رَعْد نهیی خامُش، چون پَردهٔ تُست این هُش
وَزْ صبر و فَنَا میکُش، طوطیّ خِطابی را ۱۰
بِشْتاب و شتابْ اولی’، مَستانِ شَبابی را ۱
ای جانِ بهار و دِیْ، وِیْ حاتِمِ نُقل و میْ
پُر کُن زِ شِکَر چون نِی، بوبکْرِ رَبابی را ۲
ای ساقیِ شور و شَر، هین عیش بگیر از سَر
پُر کُن زِ میِ اَحْمَر، سَغْراق و شرابی را ۳
بِنْما زِ مِی فَرُّخ، این سو اُخ و آن سو اُخ
بُرْبایْ نِقاب از رُخ، معشوقِ نِقابی را ۴
اَحْسَنْت زِهی یار او، شاخِ گُلِ بیخار او
شاباشْ زِهی دارو، دلهای کَبابی را ۵
صد حَلْقه نِگَر شَیدا، زان بادهٔ ناپَیدا
کاسِد کُند این صَهْبا، صد خَمْرِ لُعابی را ۶
مَستان چَمَن پنهان، اِشْکوفه زِ شاخْ اَفْشان
صد کوه چو کَهْ غَلْطان، سیلابِ حَبابی را ۷
گَر آن قَدَح روشن، جان است نهان از تَن
پنهان نَتَوان کردن، مَستیّ و خَرابی را ۸
ماییم چو کِشتْ ای جان، سَرسَبز دَرین میدان
تشنه شُده و جویان، بارانِ سَحابی را ۹
چون رَعْد نهیی خامُش، چون پَردهٔ تُست این هُش
وَزْ صبر و فَنَا میکُش، طوطیّ خِطابی را ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.