خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و رابطه عاشق و معشوق سخن میگوید. شاعر خود را به عنوان دام و معشوق را به عنوان صیاد توصیف میکند و از درد و رنج عشق و جدایی مینالد. او از مفاهیم عرفانی مانند فنا و بقا، و از شخصیتهای قرآنی مانند موسی، صفورا، یوسف و زلیخا برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۰ - ایا نور رخ موسی، مکن اعمی صفورا را
ایا نورِ رُخ موسی، مَکُن اَعْمی صَفورا را
چُنین عشقی نَهادَستی به نورَش چَشمِ بینا را ۱
مَنَم ای بَرقْ رامِ تو، برایِ صید و دامِ تو
گَهی بر رُکنِ بامِ تو گَهی بِگْرفته صَحرا را ۲
چه داند دامِ بیچاره، فَریبِ مُرغِ آواره؟
چه داند یوسُفِ مصری،غَم و دَردِ زُلَیخا را؟ ۳
گَریبان گیر و این جا کَش، کسی را که تو خواهی خوش
که من دامَمْ تو صَیّادی، چه پنهانْ صنعتی یارا ۴
چو شهر لوطْ ویرانَم، چو چشم لوطْ حیرانَم
سَبَب خواهم که واپُرسم، ندارم زَهره و یارا ۵
اگر عَطّار عاشق بُد سَنایی شاه و فایِق بُد
نه اینَم منْ نه آنَم من، که گُم کردم سَر و پا را ۶
یکی آهَم کَزین آهَم، بِسوزَد دشت و خَرگاهَم
یکی گوشم که من وَقْفَم، شَهَنشاهِ شِکَرخا را ۷
خَمُش کُن، در خَموشی جان کَشَد چون کَهْرُبا آن را
که جانَش مُستَعِد باشد، کَشاکَشهایِ بالا را ۸
چُنین عشقی نَهادَستی به نورَش چَشمِ بینا را ۱
مَنَم ای بَرقْ رامِ تو، برایِ صید و دامِ تو
گَهی بر رُکنِ بامِ تو گَهی بِگْرفته صَحرا را ۲
چه داند دامِ بیچاره، فَریبِ مُرغِ آواره؟
چه داند یوسُفِ مصری،غَم و دَردِ زُلَیخا را؟ ۳
گَریبان گیر و این جا کَش، کسی را که تو خواهی خوش
که من دامَمْ تو صَیّادی، چه پنهانْ صنعتی یارا ۴
چو شهر لوطْ ویرانَم، چو چشم لوطْ حیرانَم
سَبَب خواهم که واپُرسم، ندارم زَهره و یارا ۵
اگر عَطّار عاشق بُد سَنایی شاه و فایِق بُد
نه اینَم منْ نه آنَم من، که گُم کردم سَر و پا را ۶
یکی آهَم کَزین آهَم، بِسوزَد دشت و خَرگاهَم
یکی گوشم که من وَقْفَم، شَهَنشاهِ شِکَرخا را ۷
خَمُش کُن، در خَموشی جان کَشَد چون کَهْرُبا آن را
که جانَش مُستَعِد باشد، کَشاکَشهایِ بالا را ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - تو از خواری همینالی، نمیبینی عنایتها
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - هلا ای زهرهٔ زهرا، بکش آن گوش زهرا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.