خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و درد درونی خود میگوید و بیان میکند که هیچ کس را نمییابد تا راز دلش را با او در میان بگذارد. او از اشکهای آشکار و دردهای پنهانش سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۲۹ - یارب غم آن سرو خرامان به که گویم ؟
یارب غم آن سرو خرامان به که گویم ؟
دل نیست بدستم سخن جان به که گویم ؟
خونابهٔ پیدا همه بینند خود از چشم
احوال جگر خوردن پنهان به که گویم ؟
دل نیست بدستم سخن جان به که گویم ؟
خونابهٔ پیدا همه بینند خود از چشم
احوال جگر خوردن پنهان به که گویم ؟
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۸ - ز عشقت بیقرارم با که گویم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۰ - دل بیعشق را من دل نگویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.