خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و هجران خود مینالد و از نداشتن محرمی برای بیان درد و رنج خود شکایت دارد. او از بیتوجهی معشوق به حالش گلایه کرده و آرزوی فرستادن سلامی را دارد، اما کسی را برای این کار نمییابد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۲۸ - ز عشقت بیقرارم با که گویم
ز عشقت بیقرارم با که گویم
ز هجرت خوار و زارم با که گویم
نمیپرسی ز احوالم که چونی
پریشان روزگارم با که گویم
همی خواهم که بفرستم سلامی
چو یک محرم ندارم با که گویم
ز هجرت خوار و زارم با که گویم
نمیپرسی ز احوالم که چونی
پریشان روزگارم با که گویم
همی خواهم که بفرستم سلامی
چو یک محرم ندارم با که گویم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۷ - ای گل صفت حسنت بر وجه حسن گویم
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹ - یارب غم آن سرو خرامان به که گویم ؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.