خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند چاه زنخدان، روضه رضوان، و چشمه حیوان، احساسات خود را توصیف میکند. شاعر امیدوار است که معشوق مانند خورشید درخشان یا سرو خرامان ظهور کند و او را از غم و اندوه نجات دهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'چاه زنخدان' یا 'روضه رضوان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۴۹۴ - ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآیی
هر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی ۱
هُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوش
آدَمصِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی ۲
شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیرد
گر تِشنِهلَب از چشمهٔ حیوان به دَرآیی ۳
جان میدَهم از حَسرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْح
باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی ۴
چَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّت
کز غُنچِه چو گُل، خُرَّم و خَندان به دَرآیی ۵
در تیرهشَبِ هِجرِ تو، جانَم به لَب آمد
وَقت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی ۶
بَر رَهگُذَرَت بَستِهام از دیده، دو صَد جوی
تا بو که تو چون سَروِ خُرامان به دَرآیی ۷
حافِظ! مَکُن اَندیشِه که آن یوسُفِ مَهرو
بازآیَد و از کُلبِهٔ اَحزان به دَرآیی! ۸
هر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی ۱
هُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوش
آدَمصِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی ۲
شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیرد
گر تِشنِهلَب از چشمهٔ حیوان به دَرآیی ۳
جان میدَهم از حَسرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْح
باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی ۴
چَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّت
کز غُنچِه چو گُل، خُرَّم و خَندان به دَرآیی ۵
در تیرهشَبِ هِجرِ تو، جانَم به لَب آمد
وَقت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی ۶
بَر رَهگُذَرَت بَستِهام از دیده، دو صَد جوی
تا بو که تو چون سَروِ خُرامان به دَرآیی ۷
حافِظ! مَکُن اَندیشِه که آن یوسُفِ مَهرو
بازآیَد و از کُلبِهٔ اَحزان به دَرآیی! ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۳ - ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
گوهر بعدی:غزل ۴۹۵ - می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.