خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف بهار، عشق و زیبایی‌های طبیعت می‌پردازد. شاعر از گل، بلبل، سرو و دیگر عناصر طبیعت برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی استفاده می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند فرصت‌سوزی، لذت‌جویی و ارزش‌های اخلاقی اشاره دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۵ - می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

مِی خواه و گُل‌اَفشان کن، از دَهر چه می‌جویی؟
این گفت سَحرگَه گُل، بلبل! تو چه می‌گویی؟ ۱

مَسْنَد به گُلستان بَر، تا شاهد و ساقی را
لَب گیری و رُخ بوسی، مِی نوشی و گُل بویی ۲

شمشاد، خُرامان کُن وآهنگِ گُلِسْتان کُن
تا سَرو بیآموزد از قَدِّ تو، دل‌جویی ۳

تا غنچهٔ خندانت، دولت به که خواهد داد
ای شاخِ گُلِ رعنا، از بهرِ که می‌رویی؟ ۴

امروز که بازارت، پرجوش خریدار است
دریاب و بِنِه گنجی از مایهٔ نیکویی ۵

چون شمعِ نکورویی، در رهگذرِ باد است
طرْفِ هنری بَربَند از شمعِ نکورویی ۶

آن طُرِّه که هر جَعْدَش، صد نافهٔ چین اَرْزَد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش‌خویی ۷

هر مُرغ به دستانی در گلشنِ شاه آمد
بلبل به نواسازی، حافظ به غزل‌گویی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۴ - ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
بعدی:اشعار منتسب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.