هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر احساس تنهایی، غم و ناامیدی از دوستان و زمانه است. شاعر از بی‌وفایی دنیا، ریاکاری صوفیان و فراموشی عهد و پیمان دوستان شکایت می‌کند. در عین حال، به دنبال آرامش و سعادت از طریق دوری از همراهان ناباب و توکل به خداوند است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین برخی از اشارات مانند ریاکاری صوفیان و بی‌وفایی دنیا ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.

غزل ۴۹۲ - سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردمِ دیدهٔ روشنایی ۱

درودی چو نورِ دلِ پارسایان
بدان شمعِ خلوتگه پارسایی ۲

نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه، ساقی کجایی؟ ۳

ز کوی مُغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاحِ مشکل‌گشایی ۴

عروس جهان گر چه در حد حُسن است
ز حد می‌برد شیوهٔ بی‌وفایی ۵

دل خستهٔ من گرش همتی هست
نخواهد ز سنگین‌دلان، مومیایی ۶

مِیِ صوفی‌افکن، کجا می‌فروشند؟
که در تابم از دست زهدِ ریایی ۷

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبوده‌ست خود، آشِنایی ۸

مرا گر تو بگذاری, اِی نفس طامِع!
بسی پادِشایی کنم در گدایی ۹

بیاموزمت کیمیای سعادت
ز هم‌صحبت بد، جدایی، جدایی ۱۰

مکن حافظ از جورِ دوران، شکایت
چه دانی تو ای بنده! کار خدایی؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۷۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۱ - به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی
گوهر بعدی:غزل ۴۹۳ - ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.