هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، است که در آن از مفاهیم عرفانی، عشق، و فلسفه زندگی سخن میگوید. شعر با تصویر بلبل و درخت سرو آغاز میشود و به موضوعات معنوی مانند توحید، دنیویات، و عشق الهی میپردازد. همچنین، اشارههایی به زندگی ساده و بیآلایش دارد و از مفاهیمی مانند بخت واژگون و فنا در عشق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۴۸۶ - بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی ۱
یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل
تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی ۲
مرغان باغ، قافیهسنجند و بذلهگوی
تا خواجه مِی خورَد، به غزلهای پهلوی ۳
جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد
زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی ۴
این قصّهٔ عجب شِنو از بختِ واژگون
ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی ۵
خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن
کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی ۶
چَشمت، به غَمزه، خانهٔ مردم، خراب کرد
مَخموریت مَباد، که خوش مَست میرَوی ۷
دهقان سالخورده، چه خوش گفت با پسر
کای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی ۸
ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده داد
کآشفته گَشت، طُرّهٔ دَستارِ مولوی ۹
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی ۱
یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل
تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی ۲
مرغان باغ، قافیهسنجند و بذلهگوی
تا خواجه مِی خورَد، به غزلهای پهلوی ۳
جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد
زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی ۴
این قصّهٔ عجب شِنو از بختِ واژگون
ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی ۵
خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن
کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی ۶
چَشمت، به غَمزه، خانهٔ مردم، خراب کرد
مَخموریت مَباد، که خوش مَست میرَوی ۷
دهقان سالخورده، چه خوش گفت با پسر
کای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی ۸
ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده داد
کآشفته گَشت، طُرّهٔ دَستارِ مولوی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۵ - ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
گوهر بعدی:غزل ۴۸۷ - ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.