خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، با مضامین عرفانی، اخلاقی و اجتماعی سروده شده است. او در این ابیات از مفاهیمی مانند بهار، می، عشق، نیکی، تحقیق و ریا سخن میگوید و مخاطب را به تفکر و خودشناسی دعوت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۴۸۵ - ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
ساقیا سایهٔ ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی ۱
بوی یکرنگی از این نقش نمیآید خیز
دلق آلودهٔ صوفی به می ناب بشوی ۲
سفلهطبع است جهان، بر کَرَمَش تکیه مکن
ای جهاندیده! ثباتِ قدم از سفله مجوی ۳
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
«از در عیش درآ و به ره عیب مپوی» ۴
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی ۵
روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی ۶
گوش بگشای که بلبل به فغان میگوید
خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی ۷
گفتی از حافظِ ما بوی ریا میآید
آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی ۸
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی ۱
بوی یکرنگی از این نقش نمیآید خیز
دلق آلودهٔ صوفی به می ناب بشوی ۲
سفلهطبع است جهان، بر کَرَمَش تکیه مکن
ای جهاندیده! ثباتِ قدم از سفله مجوی ۳
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
«از در عیش درآ و به ره عیب مپوی» ۴
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی ۵
روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی ۶
گوش بگشای که بلبل به فغان میگوید
خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی ۷
گفتی از حافظِ ما بوی ریا میآید
آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۴ - تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
گوهر بعدی:غزل ۴۸۶ - بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.