خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق و میگساری سخن میگوید، حتی در ماه رمضان. او از دوری معشوق و تنهایی خود شکایت میکند و از زاهد بدخو گله میکند. شاعر از پیک صبا میخواهد پیغامی به یارش برساند و از حریف میپرسد که آیا او نیز از درد عشق یاد میکند. در پایان، حافظ به خودکامی و تلاش برای رسیدن به خواستههایش اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میگساری و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۴۶۷ - زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی ۱
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی ۲
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی ۳
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی ۴
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی ۵
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی ۶
آن حریفی که شب و روز می صاف کشد
بود آیا که کند یاد ز دردآشامی ۷
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی ۸
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی ۱
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی ۲
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی ۳
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی ۴
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی ۵
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی ۶
آن حریفی که شب و روز می صاف کشد
بود آیا که کند یاد ز دردآشامی ۷
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۶ - این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
گوهر بعدی:غزل ۴۶۸ - که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.