خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از زندگی خود و تجربیاتش در میخانه و عشق به شراب و موسیقی سخن میگوید. او از دوری از زهد و مصلحتاندیشی و گرایش به عشق و مستی میگوید و اظهار میکند که در سن پیری، دیگر زمان رندی و هوسبازی گذشته است.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به بلوغ فکری و درک مناسب از این مفاهیم دارد.
غزل ۴۶۶ - این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی ۱
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی ۲
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی ۳
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی ۴
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی ۵
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی ۶
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی ۷
وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی ۱
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی ۲
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی ۳
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی ۴
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی ۵
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی ۶
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۵ - رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
گوهر بعدی:غزل ۴۶۷ - زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.