خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر حافظ بیانگر این است که شخص مورد خطاب، همه چیز را در جهان دارد و نیازی به نگرانی برای ضعیفان ندارد. شاعر از او می‌خواهد که جان و دل او را بگیرد و به او حکم کند. همچنین، شاعر از زیبایی و قدرت او سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که به او عتاب نکند و جفا نرساند. در نهایت، شاعر به او توصیه می‌کند که از فرصت وصل به دوست استفاده کند و از ناله‌های دیگران نگران نباشد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و جفا ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴۵ - تو را که هر چه مراد است در جهان داری

تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری ۱

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری ۲

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میانداری ۳

بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری ۴

بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری ۵

مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری ۶

به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داری ۷

بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر یار مهربان داری ۸

به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری ۹

چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۴ - شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
گوهر بعدی:غزل ۴۴۶ - صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.